خونابه ای که از آن میچکد:
باز این زخم چرکین سر باز کرده است
و
مگر هنوز
نه!
آیا هنوز تو را دوست دارم؟
مگر هنوز
نه!
آیا؟نه!مگرهنوز خونابه میچکد از این زخم؟
دوستت نه ندارم هنوز آیا؟
خونابه ای که از آن میچکد:
باز این زخم چرکین سر باز کرده است
و
مگر هنوز
نه!
آیا هنوز تو را دوست دارم؟
مگر هنوز
نه!
آیا؟نه!مگرهنوز خونابه میچکد از این زخم؟
دوستت نه ندارم هنوز آیا؟
خدا هم هرچه تقلا کرد
نتوانست آن را بشکند!
ترجمه شده از دره پروانه ها اثر شیرکو بی که س
نیمکت پارک شریعتی را چه کسی از تو خرید؟
روسری آبی چهار گوشت را چند بردند؟
راستی مرا چند فروختی؟
۲
روی برفها
جا پای کسی کنار پاهایت راه میرود
کفشهای من که این اندازه نیستند!
یا عوضی راه رفتم
وجایی که راه پیچید من نپیچیدم
و افتادم در راهی که با من راه نیامد
نه من راه را رفتم ونه راه مرا.
من راه گم کردم و راه من
من بلد بودم راه من را نه.
ممکن است همه فراموش کنند
اما زندانبان،
نه.
همه مرا فراموش میکنند
میتوانند.
اما تو مرا،
نه.
و تمام خستگی هایم را بمک
میخواهم آرام بگیرم
حلالت،
بیشتر از شیر مادر.
من فقط دستانم را می خواهم
که به گور ببرم
– از مچ –
که با آنها خودم راکشته اند
– خودم را نوشته اند –
وصیت می کنم :
دستانم را
– از مچ –
قطع کنند
و در گور
به پشت بخوابانند
– رو به دعا –
و در گوششان – به نجوا –
– سرخ –
بخوانند :
اشهد ان لا شهید الا شما
اشهد ان لا شهید الا شما
اشهد ان لا شهید الا شما
و تنم بوی گند رطوبت میدهد
و از سرو رویم گنداب میچکد
پاهایم دو ستون مضحک بی بنیه اند
و دستانم چونان دو شاخه خشکیده بر درختی
و سری ،که سردرد تمام سرها را درخود دارد
ولی با اینهمه، قلبم هنوز
بسان کودکی سربراه، دارد راه خود را میرود
چنان مادر مرده ای
در سوگ مادر
به حرمت تمام زندگان این زمان
که زندگانیشان را
بر صورت این دنیا تف کردند
و دنیا،
چیزی جز یک سیلی سرد سنگین
در گوششان زمزمه نکرد.
کمتر از سگ برآن برینیدو
بوی تعفنتان
شامه سگان را هم بیازارد
حرمت برای خودتان که نه،
ندارید شما،حرمت
اگر داشتیید...........استغفرالله
دنیا ملک پدریتان است.
اگر نیست؟
چرا بوی تعفن دنیا و
گور پدرتان یکی است؟